پایتان را روی پشت من بگذارید

زیر باران گلوله دشمن، چندین قایق در کنار جزیره ی ام الرصاص پهلو گرفتند. قصد داشتیم بر روی جزیره پیاده شویم. به خاطر این که اسکله ای وجود نداشت، رزمندگان مجبور بودند فاصله ای حدود سه متر را در باتلاق حرکت کنند تا به خشکی برسند. از قایق پای خود را بیرون گذاشتیم که یکی از بسیجیان غواص را دیدیم؛ مجروح شده بود. او خود را در باتلاق انداخته و می گفت:«برادران پایتان را روی پشت من بگذارید و پیاده شوید تا در باتلاق نیفتید.»

ما حاضر نمی شدیم. او قسم می داد: شما را به جان امام زود باشید. به دشمن امان ندهید…! »

هنوز هم پس از چندین سال قامت رعنای او را که در باتلاق درازکش کرده، مجسم می کنم و خواهش های آن ایثارگر در گوشم طنین انداز است.

دژآفرینان ص ۱۵

شما میتوانید این مطلب را از طریق شبکه های اجتماعی زیر به اشتراک بگذارید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

فهرست
error: