روی صندلی چرخ دار

مدت کوتاهی بود که شهید کلهر به علت جراحت و ناراحتی های جسمی، در بیمارستان «نجمیّه» تهران بستری بود. او بر اثر این جراحتها ، یکی از کلیه هاش را از دست داده و عصب یکی از دستهایش قطع شده و ترکشی در یکی از پاهایش فرورفته بود. پهلوان و علمدار میدان ما، در بیمارستان بود و ما عطر وجودش را در جبهه حسّ نمی کردیم .با اینکه در بیشتر عملیاتها با ما بود؛ اما نبودنش در این مدت کوتاه، جایش را برای ما خیلی خالی کرده بود. روزی از روزها در هنگامه آتش و دود و ترکش خمپاره ، چشمان نا باورمان ، صحنه ای را دید که از شادی و غرور، غرق اشک شد… دلاوری آرام و با صلابت روی صندلی چرخدار نشسته بود و با لبخندی شیرین و مطمئن به ما نزدیک می شد. اوکسی نبود جز «یدالله کلهُر» همان یاور همیشگی جبهه و همان همرزم صمیمی و فداکار ما! دور او حلقه زدیم و رویش را بوسیدیم . دیدار او در آن شرایط، جان تازه ای در ما دمید…

می گفتند پس از اصابت ترکش و بستری شدن در بیمارستان، آنقدر اصرار کرده تا فرماندهان بالاتر ، راضی شدند او با صندلی چرخ دار، در جبهه حاضر شود و به خدمات خودش ادامه دهد.

خاطرات شهید ید الله کلهُر؛ به نقل از: آشنا با موج،صص۱۰۳-۱۰۲.

شما میتوانید این مطلب را از طریق شبکه های اجتماعی زیر به اشتراک بگذارید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

فهرست
error: